۱۳۸۹ دی ۱۲, یکشنبه
۱۳۸۹ دی ۸, چهارشنبه
سالروز حماسه 9 دي ( بيانات رهبری معظم درباره حماسه 9 دی سال88 )
9 دی سال 88
شور حسيني و غيرت اعتقادي ملت ايران را در 9 دي سال 88 به خيابان هاي سراسر كشور كشاند تا با خلق حماسه اي عظيم از حميت مذهبي، ملي و انقلابي بساط چند ماهه فتنه را جمع كنند. پس از اين خروش آرامش بخش مقام معظم رهبري در بيانات عديده شان بارها به اين حركت آگاهانه و به هنگام پرداختند. به دليل اهميت موضوع در نوشتار حاضر بخش هايي از فرمايشات ايشان درخصوص حماسه 9 دي سال 88 انتخاب و تقديم خوانندگان محترم شده است.
* ماندگار در تاريخ
روز نهم دي سال( 88) هم از همين قبيل است. نهم دي با دهم دي فرقي ندارد؛ اين مردمند كه ناگهان با يك حركت - كه آن حركت برخاسته از همان عواملي است كه نوزدهم دي قم را تشكيل داد؛ يعني برخاسته از بصيرت است، از دشمن شناسي است، از وقت شناسي است، از حضور در عرصه مجاهدانه است - روز نهم دي را هم متمايز مي كنند.
مطمئن باشيد كه روز نهم دي سال ( 88) هم در تاريخ ماند؛ اين هم يك روز متمايزي شد. -- اين حركت مردم اهميت مضاعفي داشت؛ كار بزرگي بود.
* دست اشاره الهي
هرچه انسان در اطراف اين قضايا فكر مي كند، دست خداي متعال را، دست قدرت را، روح ولايت را، روح حسين بن علي(عليه السلام) را مي بيند. اين كارها كارهايي نيست كه با اراده امثال ما انجام بگيرد؛ اين كار خداست، اين دست قدرت الهي است؛ همان طور كه امام در يك موقعيت حساسي - كه من بارها اين را نقل كرده ام - به بنده فرمودند: «من در تمام اين مدت، دست قدرت الهي را در پشت اين قضايا ديدم». درست ديد آن مرد نافذ با بصيرت، آن مرد خدا.
در شرايط فتنه، كار دشوارتر است؛ تشخيص دشوارتر است. البته خداي متعال حجت را هميشه تمام مي كند؛ هيچ وقت نمي گذارد مردم از خداي متعال طلبكار باشند و بگويند تو حجت را براي ما تمام نكردي، راهنما نفرستادي، ما از اين جهت گمراه شديم. در قرآن مكرر اين معنا ذكر شده است. دست اشاره الهي همه جا قابل ديدن است؛ منتها چشم باز مي خواهد.
* روز مجاهدت
مهم اين است كه انسان اين مجاهدت را بكند. اين مجاهدت به نفع خود انسان است؛ خداي متعال هم در اين مجاهدت به او كمك مي كند. نوزده دي مردم قم در سال 56 از اين قبيل بود، نهم دي سال ( 88) آحاد مردم كشور - كه حقيقتاً اين حركت ميليوني فوق العاده مردم حركت عظيمي بود - از همين قبيل است و قضاياي گوناگوني كه ما در طول انقلاب از اين چيزها كم نداشتيم. اين مجاهدت، راه را به ما نشان مي دهد.
* سجده شكر
... همان كساني كه از اول انقلاب با انقلاب و با امام دشمني كردند، سنگ زدند، گلوله خالي كردند، تروريسم راه انداختند. سه روز از پيروزي انقلاب در بيست و دوي بهمن گذشته بود، همين آدمها با همين اسمها آمدند جلوي اقامتگاه امام در خيابان ايران، بنا كردند شعار دادن؛ همانها آمدند توي خيابان، عليه نظام و عليه انقلاب شعاردادند. چيزي عوض نشده. اسمشان چپ بود، پشت سرشان آمريكا بود؛ اسمشان سوسياليست بود، ليبرال بود، آزادي طلب بود، پشت سرشان همه دستگاه هاي ارتجاع و استكبار و استبداد كوچك و بزرگ دنيا صف كشيده بودند!
امروز هم همين است. اينها علامت است، اينها شاخص است و مهم اين است كه ملت اين شاخصها را مي فهمد؛ اين چيزي است كه انسان اگر صدها بار شكر خدا را بكند، حقش را بجا نياورده است؛ سجده شكر كنيم.
* راز ماندگاري
اين ملت عظيم از قشرهاي مختلف در سراسر كشور نگاه مي كنند به صحنه، مي شناسند صحنه را؛ خيلي چيز بزرگ و مهمي است. ايني كه من عرض مي كنم روز نه دي در تاريخ ماندگار است، به خاطر اين است. مردم بيدارند؛ همين است كه كشور شما را نگه داشته است عزيزان من! همين است كه انقلابتان را حفظ كرده است؛ همين است كه جرأت سران استكبار را از آنها گرفته است كه بخواهند به ملت ايران حمله كنند؛ مي ترسند. حالا در تبليغات، زيد و عمرو و بكر را مي كشند جلو، بمباران تبليغاتي مي كنند؛ اما حقيقت قضيه چيز ديگري است.
* راهپيمايي حكومتي
گفتند راه پيمايي حكومتي! بي عقلها نفهميدند كه با اين حرف دارند حكومت را تعريف مي كنند؛ دارند از حكومت تمجيد مي كنند. اين چه حكومتي است كه در ظرف دو روز - روز عاشورا (يكشنبه) آن خباثتها را راه انداختند، روز چهارشنبه اين حركت عظيم راه افتاد - مي تواند يك چنين بسيج عظيم ملي را در سرتاسر كشور بكند؟ امروز كدام كشور ديگر، كدام حكومت ديگر چنين قدرتي دارد؟ قوي ترين حكومتهاي دنيا و ثروتمندترين شان - كه ولخرجي هاي زيادي هم براي جاسوس پروري و خرابكاري و تروريست پروري دارند - اگر همه تلاش شان را هم بكنند، نمي توانند ظرف دو روز، صد هزار نفر آدم را بياورند توي خيابانهاي شهرشان يا كشورشان. چند ده ميليون انسان در سرتاسر كشور بيايند! اگر به دستور حكومت آمده باشند، اين خيلي حكومت مقتدري است؛ پس خيلي حكومت قوي اي است كه اينجور امكان بسيج را دارد. اما حقيقت غير از اين است؛ حقيقت اين است كه در كشور ما حكومت و مردمي وجود ندارد - همه يكي اند - مسئولان حكومت، از شخص حقير اين بنده گرفته تا ديگران، هر كدام قطره هايي هستيم در اقيانوس عظيم اين ملت.(1)
* كار غيرمتعارف
شناسايي لحظه ها و انجام كار در لحظه نياز، خيلي چيز مهمي است. شوراي شما بحمدالله اين خصوصيت را داشته است. دلايل زيادي هم براي اين هست؛ آخري اش همين نهم دي است؛ قبلش -ده سال قبل از اين- 23تير است ...؛ آن روز هم نياز لحظه ها بود؛ اين يك كار متعارف و معمولي نبود. راه پيمايي مردم در بيست و دوي بهمن با همه عظمتي كه دارد ...يك كار متعارف است، يك كار روان شده است، شناخته شده است، متوقع است كه انجام بگيرد و انجام مي گيرد؛ اما بيست و سه تير در سال 78، يك كار متعارف نبود، يك كار متوقع نبود؛ اهميت داشت كه اين مجموعه بداند و بفهمد كه اين كار در آن شرايط، لازم است و آن را انجام بدهد. كار نهم دي ماه امسال هم همين جور بود. شناختن موقعيت، فهميدن نياز، حضور در لحظه مناسب و مورد نياز؛ اين اساس كار است كه مومن بايد اين را هم با خود همراه داشته باشد تا بتواند وجودش موثر بشود؛ آن كاري را كه بايد انجام بدهد، بتواند انجام بدهد. خوب، الحمدلله شوراي هماهنگي تبليغات اين خصوصيت را داشته است. (2)
* حضور بدون فراخوان
راز ماندگاري اين انقلاب، اتكاي به ايمانهاست؛ اتكاي به خداست. لذا شما مي بينيد آن روزي كه توده عظيم مردم در سرتاسر كشور احساس كنند كه دشمني اي متوجه انقلاب است، احساس كنند كه دشمني جدي اي وجود دارد، بدون فراخوان حركت مي كنند مي آيند. روز نهم دي شما ديديد در اين كشور چه اتفاقي افتاد و چه حادثه اي پيش آمد. دشمنان انقلاب كه هميشه سعي مي كنند راه پيمايي هاي ميليوني را بگويند چند هزار نفر آمده اند - تحقير كنند، كوچك كنند - اعتراف كردند و گفتند در طول اين بيست سال، هيچ حركت مردمي اي به اين عظمت در ايران اتفاق نيفتاده است؛ اين را نوشتند و گفتند. آن كساني كه سعي در كتمان حقايق درباره جمهوري اسلامي دارند، اين را گفتند. علت چيست؟ علت اين است كه مردم وقتي احساس مي كنند دشمن در مقابل نظام اسلامي ايستاده است، مي آيند توي ميدان .
* حركت ايماني و قلبي
اين حركت ايماني است، اين حركت قلبي است؛ اين چيزي است كه انگيزه خدايي در آن وجود دارد؛ دست قدرت خداست، دست اراده الهي است؛ اين چيزها دست من و امثال من نيست. دلها دست خداست. اراده ها مقهور اراده پروردگار است. وقتي حركت خدايي شد، براي خدا شد، اخلاص در كار بود، خداي متعال اينجور دفاع مي كند. لذا مي فرمايد: «ان الله يدافع عن الذين امنوا». اين را دشمنان نظام اسلامي نمي فهمند، تا امروز هم نفهميدند .... (3)
* پيروزي ملت
البته سال گذشته، سال مهمي براي كشور ما بود. به نظر من ... سال 88، سال ملت ايران بود؛ سال پيروزي ملت ايران بود؛ سال حضور نمايان ملت ايران در عرصه هاي عظيم زندگي در نظام اسلام و در كشورمان بود. يك جا در بيست و دوم خرداد چهل ميليون نفر پاي صندوقهاي رأي آمدند؛ ... اين چيز بسيار مهمي است.
* آخرين ضربه ملت
آزمون مهمي بود براي كشور. ... هم عبرتهاي زيادي داشت، هم درسهاي زيادي داشت و در اين آزمون، ملت ايران پيروز شد. ... مي خواستند بين مردم اغتشاش ايجاد كنند. ... روساي جمهور كشورهاي مستكبر در اين قضيه وارد ميدان شدند؛ اغتشاشگران خياباني و خرابكاراني را كه با آتش زدن مي خواهند موجوديت خودشان را نشان بدهند، ملت ايران ناميدند؛ شايد بتوانند اوضاع را آنچنان كه طبق ميل خودشان است، در افكار عمومي دنيا و كشورمان تصوير و ترسيم كنند؛ اما شكست خوردند.
قوي ترين و آخرين ضربه را ملت در روز نهم دي و بيست و دوي بهمن وارد كرد. كار ملت ايران در 22 بهمن، كار عظيمي بود؛ نه دي هم همين جور. يكپارچگي ملت آشكار شد. همه كساني كه در عرصه سياسي به هر نامزدي رأي داده بودند، وقتي ديدند دشمن در صحنه است، وقتي فهميدند اهداف پليد دشمن چيست، نسبت به آن كساني كه قبلاً به آنها خوشبين هم بودند، تجديدنظر كردند؛ فهميدند كه راه انقلاب اين است، صراط مستقيم اين است. در بيست و دوي بهمن، ملت همه با يك شعار وارد ميدان شدند. خيلي تلاش كردند، شايد بتوانند بين ملت دو دستگي ايجاد كنند؛ اما نتوانستند و ملت ايستاد؛ اين پيروزي ملت بود. از بيست و دوم خرداد تا بيست و دوم بهمن - هشت ماه- يك فصل پرافتخار و پرعبرتي براي ملت ايران بود؛ اين يك درس شد. آگاهي جديدي به وجود آمد. فصل تازه اي در بصيرت ملت ايران گشوده شد. اين يك زمينه بسيار مهمي است. بايد بر اساس اين زمينه، حركت كنيم.(4)
* نقش علماي معتمد
يكي از تمايزات نظام جمهوري اسلامي اين است. مجموعه خبرگان، مجموعه علماي صاحب نام و صاحب شأن در بين مردم و مورد اعتماد مردم در همه قضايا، بخصوص در قضيه بسيار مهم رهبري و انتخاب رهبري و قضاياي مربوط به آن محسوب مي شود و همين حضور اثرگذار و حساس در بين مردم، آثار و بركات خودش را داشته است و دارد. حضور مردم در حوادث بزرگ و مهم و اعلان موضعي كه مي كنند - مثل راه پيمايي مهم بيست و دوم بهمن كه واقعاً يك پديده عظيمي بود در تاريخ انقلاب در اين شرايط و با اين اوضاع و احوال و قبل از آن، حضور مردم در خيابانها در سراسر كشور در نهم دي- بدون اينكه علما و راهنمايان معنوي مردم كه مورد اعتماد آنها هستند، دلهاي مردم را به حقايق اين انقلاب متوجه كنند، ميسر نمي شد. ...(5)
* بركت حضور جوانان
اگر صحبت كارهاي فناوري پيچيده است، همين جوانها هستند...
به ميدان عمل و خدمت و تلاش كه مي رسيم، همين حركت عظيم بسيج سازندگي را مي بينيم؛ به ميدان سياست و اعلام حضور كه مي رسيم، حركت نه دي را مي بينيم، حركت بيست و دوي بهمن را مي بينيم، حضور عظيم در انتخابات را مي بينيم؛ اينها معناش چيست؟ معناش اين است كه امروز جوانان ما- كه اكثريت قاطع ملت ما هستند - و عموم ملت ما در همان جهت حركت انقلاب اسلامي و با همان ضرب دست انقلاب، رو به فزايندگي هستند، دارند پيش مي روند. پس ما پيش رفتيم.(6)
* تلاش براي ملت
آنچه كه براي ما لازم است، اين است كه آحاد مردم، مسئولان، غير مسئولان، بخصوص جوانها، بخصوص كساني كه سخن و حرفشان تأثير دارد، احساس مسئوليت حضور در صحنه را از دست ندهند. هيچ كس نگويد من تكليفي ندارم، من مسئوليتي ندارم؛ همه مسئولند.
من مي بينم كه اين احساس مسئوليت را داريم. اين را مردم كشور ثابت كردند، ثابت مي كنند؛ حالا يك نمونه واضحش همين نه دي بود ...
-------------------------------------------------------------
1- در جمع مردم قم در سالگرد قيام 19 دي، (19/10/1388
2- در جمع اعضاي شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي (29/10/1388
3- در جمع فرماندهان و پرسنل نيروي هوايي ارتش، (19/11/1388
4- در اجتماع زائران حرم مطهر رضوي(1/1/1389
5- در جمع اعضاي مجلس خبرگان رهبري(6/12/1388
6- در جمع جهادگران بسيج سازندگي(31/6/1389
7- در جمع مردم مازندران در سالگردحماسه 6 بهمن، (6/11/1388
http://leader-khamenei.com/shenakhte-rahbar/leader-viewpoints/1418-9dey88.html
۱۳۸۹ آذر ۲۷, شنبه
۱۳۸۹ آذر ۲۰, شنبه
امام حسین علیه السلام كیست؟!

• پیشگفتار
• ویژگیهای حضرت امام حسین
• امام حسین و حكومت دینی
• امام حسین و اصلاحات
• امام حسین و آزادی
• امام حسین و غیرت دینی
• امام حسین و حقوق بشر
• روش نشر تفكر عاشورایی در جوامع امروز
• نقش حسینیّهها در انسجام معنوی و اجتماعی شیعه
• پیشگفتار
1ـ در این كه تمام امامان معصوم از مولی الموحّدین گرفته تا حضرت مهدی كه خداوند ظهورش را نزدیك گرداند از یك نور آفریده شدهاند و همه از حقیقت محمّدیهاند، در میان مذهب امامیّه حرف و كلامی نیست بنابراین، در تفاضل و برتر بودن بعضی از بعض دیگر از نظر اصل خلقت و آفرینش میانشان تفاوتی وجود ندارد و همهی آنها از انوار الهیّه و از نور محمّدیهاند و در تمام مراتب كمالات و معنویّت مساویند ؛ یعنی هر كمال و فضیلتی را كه برای هركدام ثابت كردیم برای سایر امامان، مقرّر و ثابت است و اگر این طور نبوده باشد نقص در امام و امامت لازم خواهد آمد و این، عقلاً باطل است.
2ـ در طول زندگی برای بعضی از معصومین، فرصت و موقعیّتی پیش آمد كه برای اكثرشان آن فرصت و موقعیّت پیش نیامده بود لذا بسیاری از امامان، نتوانستند از آن فرصتها و موقعیّتها استفاده کنند؛ مثلاً در برههای از زمان در اثر اختلافات شدید بنیعباس با بنی امیه و در آخر كار سقوط دولت و حكومت بنی امیه و روی كار آمدن بنیعباس امام صادق(ع) توانستند به خوبی از فرصت استفاده كنند و مجالس علمی و فقهی تشكیل دهند و در نتیجه با تعلیم و تربیت بیش از چهار هزار دانشمند توانستند اسلام راستین و مذهب تشیّع را تبیین و به جامعه اسلامی معرفی نمایند. در حالی كه همین امام(ع) در اواخر عمر خود در فشار حكومت ظالمانه بنیعباس بودند و بالاخره بهدست منصور به شهادت رسیدند.
حالا اگر گفتیم امام جعفر صادق(ع) رئیس مذهب تشیع و زنده كننده اسلام راستین است بدان معنا و مفهوم نیست كه امامان دیگر قابلیّت این كار را نداشته و از این عمل عاجز بودهاند، زیرا این فكر و منطق غلط بوده و مسئله امامت و پیشوایی بالاتر از این حرفها است. یا حضرت سیدالشهدا(ع) قیام نمود و آن صحنهی محیّر العقول را در جهان بشریّت برای حفظ كیان اسلام و ابقای دین به وجود آورد كه دیگر از امامان چنین عملی را به وجود نیاوردند، حال نباید گفت كه مثلاًحضرت امام حسن مجتبی(ع) از این اقدام تكویناً عاجز بوده است و حال آن كه با مطالعهی تاریخ زندگی این دو برادر روشن خواهد شد كه قیام و انقلاب حضرت امام حسین(ع) اوّلاً حسنیّه و ثانیاً حسینیّهی بوده است.
• ویژگیهای حضرت امام حسین(ع)
1ـ خداوند متعال برای حضرت امام حسین(ع) یك حساب جداگانهای باز كرده كه برای احدی از انبیاء و امامان معصوم، چنین حسابی باز ننموده است.
چرا و برای چه حضرت امام حسین(ع) برندهی جایزهی ممتاز است؟! پاسخ این سؤال با مراجعه به تاریخ پر افتخار این وجود نازنین بلكه قبل از ولادتش روشن خواهد شد.
حضرت امام حسین(ع) نه تنها در قلوب شیعیان خود نفوذ كرد بلكه فرق غیراسلامی نیز او را انسانی آزاد و آزاده شناخته و برای آن سرور آزادگان امتیازات خاصی را قائلند. اینك ما در این جا گفتار و معتقدات بعضی از دانشمندان و مورخان غیر اسلامی را نقل نموده و ذكر میكنیم:
.پوید مینویسد:
درس امام حسین(ع) این است كه در دنیا اصول ابدی عدالت و رحم و محبت وجود دارد كه تغییر ناپذیرند و همچنین میرساند كه هرگاه بدی مقاومتكند و بشر در راه آن پافشاری نماید آن اصول همیشه در دنیا باقی و پایدار خواهد ماند. در طی قرون افراد همیشه جرأت و پر دلی و عظمت روح و بزرگی قلب و شهامت روانی را دوست داشتهاند و در اثر همینهاست كه آزادی و عدالت هرگز به نیروی ظلم و فساد تسلیم نمیشود. این بود شهامت و این بود عظمتِ حسین(ع) و من مسرورم كه در چنین روزی با كسانی كه این فداكاری را از جان و دل ثناء میگویند شركت كردهام. هرچند كه یك هزار و سیصد سال از تاریخ آن میگذرد.
• اپرونیك مورخ مشهور امریكایی از واشنگتن مینویسد:
برای امام حسین(ع) ممكن بود كه زندگی خود را با تسلیم شدن به ارادهی یزید نجات بخشد، لیكن مسئولیت پیشوایی و نهضت بخش اسلام، اجازه نمیداد كه او یزید را به عنوان خلیفهی مسلمین بشناسد. او به زودی خود را برای قبول هر ناراحتی و پافشاری به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بنی امیّه آماده ساخت. در زیر آفتاب سوزان سرزمین خشك و در روی ریگهای تفتیده روح حسین فنا ناپذیر برپاست. ای پهلوان وای نمونهی شجاعت و ای شهسوار من ای حسین!
2- از ابتدای تكوّن حضرت امام حسین(ع) تا ولادت و از ولادت تا شهادت تمام عوالم هستی آسمانها و فرشتگان زمین و دریاها همه و همه برای حضرتش گریه نمودند كه این جریان برای كسی پیش نیامده و نخواهد آمد. بلی برای حضرت یحیی نیز آسمان گریه كرد. در تفسیر مجمع البیان ضمن آیهی "فَما بَكَت عَلیهِم السَماءُ وَ الارضُ" مرحوم طبرسی فرمودند: برای دو نفر یحیی و حضرت امام حسین(ع) آسمانها و فرشتگان چهل شبانه روز گریه نمودند. و در همین تفسیر آمده است: آفتاب در طلوع و غروبش تا چهل روز به حالت حمراء و سوزش بود و در مناقب ابن شهر آشوب مازندرانی چنین است:
" بَكَت السَماءُ عَلَی الحُسَینِ(ع) اَربَعِینَ یَوماً "، تفسیر صافی سوره الدّخان.
3- حضرت امام حسین(ع) در تمام كمالات و فضیلتها حتی در عبادت برترین انسان بود. چرا حضرتش مكنی به ابیعبدالله شده است؟! آیا این كنیه از كنیههای متعارف است؟! ظاهراً در این كنیه ویژگیای است و اشاره است به محور بودن آن حضرت در تمام كمالات.
ابوعبدالله یعنی پدر بنده خدا. پدر در خانواده نقش بزرگی دارد و باید الگو بوده باشد. پدر مربی و مكمل است. پدر الگو و مصدر است. برای همه حضرت امام حسین(ع) پدر بندگان خدایند و همه بندگان؛ یعنی عبادت كنندگان در رسیدن به كمالات باید از امام حسین(ع) درس بیاموزند.
4- زیارت امام حسین(ع) معادل حج و عمره است. در روایات بسیاری آمده است اگر روزی مشاهده شد كه بیت الله الحرام از حجاج خالی است، در آن وقت از باب وجوب كفایی بر مسلمانها واجب است به زیارت خانهی خدا بشتابند. اگرچه مستطیع نبوده باشند و یا حج واجب خود را رفته باشند. مرحوم صدوق كه رضوان خدا بر او باد همین مطلب را راجع به زیارت امام حسین(ع) گفته كه اگر روزی بیاید مردم به طور كلی ترك زیارت امام حسین(ع) نموده باشند، در این صورت به طور واجب كفایی بر شیعیان واجب است كه بهزیارت امام حسین(ع) بروند و نگذارند حرم مطهر خالی از زائر باشد (نقل از آیتاللهمرعشی نجفی)
آیا زیارت امام حسین(ع) در روز عرفه مثل زیارت خانهی خداست؟
یا گفته شود: ثواب زیارت امام حسین(ع) از زیارت خانه خدا بیشتر است و یا مساوی است. بزرگترین دلیل برای این مطلب این است: شكی نیست در اینكه خانهی خدا كه در مكه واقع شد حرمت و احترام و عظمت آن برای احترام و حرمت حضرت ابراهیم(ع) است كه آن را بنا نمود و خلیل الرحمن هنگامی كه مأمور به ذبح فرزندش حضرت اسماعیل شد، طاقت نیاورده چشمانش را بست اما امام حسین(ع) جوانش را نزدش قطعه قطعه نمودند و جوانانی را برای خدا قربانی كرد و ابداً ناراحت نشد و رنگ نباخت. پس زمین كربلا كه مزار شهدای راستین قرار گرفت و مرقد مطهر عزیز اسلام در آن جا واقع شد، میبایستی زیارت آن و ثواب زیارت آن لااقل معادل ثواب خانهی خدا باشد، نه كمتر.
5- امام حسین(ع) همچون پدر بزرگوارش، مولای متقیّان(ع) در دل شب غذای بیچارگان را حمل مینمود و به خانههای فقرا میرفت. حتی بعد از شهادت سالارشهیدان، اثر زخم روی كمر ایشان مانده بود كه آن زخم نه از شمشیر بوده و نه از نیزه، بلكهدر اثر حمل غذای مستمندان بوده. لذا از زین العابدین(ع) پرسیدند. حضرت در پاسخ فرمودند: این زخم بر اثر حمل غذا برای فقرا و بیچارگان بود. این مطلب را غیر از علمای شیعه دیگران نیز گفتهاند. مانند ابن جوزی در كتاب «تذكرهی الخواص» و ابونعیم اصفهانی در «حلیهی الاولیاء» .
• امام حسین(ع) و حكومت دینی
رهبران الهی و مردان آسمانی برای تشكیل حكومت دینی تا پای جان كوشیدند و برای نجات انسانها از ستم و تجاوز به نام قانون مقرّراتی وضع نمودند. بعد از شهادتعلی(ع) با روی كار آمدن خاندان اموی، حكومت اسلامی به حكومت استبدادی ـ شاهنشاهی مبدل شد و حاكمها به نام خلیفهی اسلامی، دین اسلام را بازیچه قرار دادند.
امتیازهای طبقاتی به وجود آمد و دوستان و شیعیان حضرت علی(ع) از تمام حقوق اسلامی ـ اقتصادی و غیره محروم گشتند . شیعیان در بدترین وضع به سر میبردند و محبت به علی(ع) و خاندان رسالت جرم بزرگی بود كه موجب محرومیت و شكنجه شیعیان میشد. معاویه و تمام حاكمان زورگوی بنی امیه جز سفاكی و خونریزی كار دیگری نداشتند و در یك كلمه اسلام از مسیر خود منحرف شده بود.
بعضیها گفته و یا میگویند: چرا امام حسین زندگی خود را به مخاطره انداخت و چرا با حكومت نساخت؟! مگر زندگی راحت چیست؟! زندگی آسوده از منظر رهبران آسمانی، یعنی ملت و جامعه آسایش داشته باشد و مردم از زندگی خود راضی باشند و آزادی باشد و ستم شكل نگیرد و تفاوت قومی و نژادی نباشد.
امام حسین(ع) هنگامی زندگی آسوده دارد كه حقوق انسانها و پیروان مذاهب به حكم قوانین اسلام داده شود، نه اینكه مردم از حقوق خود محروم باشند و در محیط خفقان زندگی كنند. نه این كه دستهای از خدا بی خبر در حال شوكت و عزت و در منتهای خوشی زندگی نموده اما تودهی مردم، حتی نان خالی هم نداشته باشند.
حسین(ع) فرزند كسی است كه پیوسته به درماندگان كمك میكرد و برای نجات دادن طبقات محروم و مظلوم با ستمگران مبارزه میكرد و شبانگاه غذای فقرا را به دوش میكشید و به خانههایشان میبرد و هرگز غذاهای رنگارنگ میل نمینمود و میگفت: من چگونه لباس نو بپوشم و سیر بخوابم در حالی كه در كشورهای اسلامی ممكن است برهنه یا گرسنهای باشد.
• امام حسین(ع) و اصلاحات
بزرگترین اهداف رهبران الهی، اصلاح امور انسانها و جوامع بشری بوده است و بر همین اساس بود كه امام حسین(ع) بارها در طول مبارزات و قیام خود میفرمود: منبرای امر به معروف و نهی از منكر قیام میكنم. من خانه و كاشانهام را رها نكردم و تك و تنها در مقابل ظلم نایستادم، مگر برای آن كه انسانها را ارشاد كنم و از بدبختی و انحراف نجاتشان دهم. من برای اصلاح امور مسلمانها خروج نمودم، نه برای به دستآوردن قدرت و مقام و نه برای ظلم و طغیان.
• امام حسین(ع) و آزادی
حریت و آزادی به معنای واقعی كلمه اصلی است از اصول و ركنی است از اركانِ بقای هر نظامی . آزادی یكی از بزرگترین اهداف پیامبران بود. آنان آمدند تا بشریت را ازخفقان نجات دهند و جوامع بشری را از چنگال اهریمنان و زورگویان رها سازند. واژهی مقدس آزادی را جز استكبار جهانی همهی انسانها طالبند. آزادی را حتی حیوانات و موجودات زنده دوست دارند.
امام حسین(ع) نگاه عمیقانهای به جهان اسلام میكند و میبیند با روی كار آمدن بنی امیه و بازی كردن با دین اسلام و مقدّسات عالم، دیگر چیزی از اسلام نمانده و احكام و قوانین آسمانی از مسیر خود منحرف گشته. شیعیان كه طرفداران راستین اسلام بودند ازحقوق خود محرومند.
بدین سان فرزند بزرگ و رشید علی(ع) دیگر به خود اجازه نمیدهد كه بنشیند و این منظره را تماشا كند. او فرزند علی(ع) است باید مقدمات قیام را فراهم كند و به طاغوت و طاغوتیان اعلام خطر نماید.
بارها میفرمود: «اِذَا بَلَیتُ الاُمَّةُ عَلَی مِثلِ یَزیدِ بنِ مُعاوِیََةِ فَعَلَی الاسلامِ السَلام» یعنی هر زمانی كه امت اسلامی گرفتار حكومتی مانند حكومت فرزند هند جگر خوار شد، دیگر فاتحهی اسلام خوانده شده و دین نابود خواهد شد.امام حسین(ع) برای آزادی مردم محروم قیام و انقلاب مقدس را به وجود آورد.
شاعری، مرام نامه و اساس زندگی انسان را در چند بیت شعر تبیین كرده و خواستههای امام حسین(ع) را و این كه در منطق آن حضرت زندگی انسانی چیست را روشن مینماید:
اندر آنجا كه باطل امیر است اندر آنجا كه حق سر به زیر است
اندر آنجا كه دین و مروّت پایمال و زبون و اسیر است
راستی زندگی ناگوار است مرگ بالاترین افتخار است
اندر آن جا كه از دست بیداد میكشد قلب مظلوم فریاد
اندر آن جا كه ظالم بمستی بر سر خلق میتازد آزاد
مُهر بر لب نهادن گناه است خامشی بدترین اشتباه است
این اساس مرام حسین است روح رمز قیام حسین است
یا كه آزادگی یا شهادت حاصلی از كلام حسین است
شیعه او همین سان غیور است تا ابد از زبونی بدور است
شیعه و تن به بیداد دادن شیعه و مُهر بر لب نهادن
شیعه و چون زنان آرمیدن شیعه و در مذلّت فتادن
شیوه شیعه هرگز نه این است شیعه نبود هر آن كس چنین است
چون یزید از هوس كامور شد دولت غاصبش مستقر شد
كار اسلام از او شد پریشان آدمیّت دچار خطر شد
سیل طغیان او دین ز جا برد تا لب پرتگاه فنا برد
دید فرزند زهرا كه این جا نیست جای سكوت و تماشا
نهضتی كرد خونین و پر شور آتشین محشری كرد برپا
كربلا را ز نهضت تكان داد باز از نو به اسلام جان داد
گرچه دشمن تنش غرق خون كرد ظلمها بر وی از حد برون كرد
لیك خونش بجوشد و زو موج كاخ بیداد را سرنگون كرد
تا ابد نیز آن خون بجوشد بر زوال ستمها بكوشد
زان شهید سر از تن فتاده زان فداكار در خون فتاده
جاودان آید این بانگ پرشور "لا اری الموت الا سعادة"
آری آزاد مردان بكوشند بر ستمگر چو طوفان بجوشند
• امام حسین(ع) و غیرت دینی
غیرت واژهای مقدس و بسیار پر محتواست، امّا متأسفانه این صفت بسیار ارزنده قرنهاست از میان ملل اسلامی رخت بربسته و مسلمانان مخصوصاً در این عصر و قرن اخیر كمتر از این صفت بر خوردارند. امام حسین(ع) حتی در آن لحظات آخر عمر خود درحالی كه زخم شدید برداشته بود، هنگامی كه میبیند لشكر كفر به خیام و حرم زنان و كودكان حملهور شدهاند و قصد اهانت به اهلبیت رسالت: دارند با حالت ضعف و ناتوانی صدا زد: «یا شیعة آل ابی سفیان ان لم یكن لكم دینٌ و انتم لا تخافون المعاد، فكونوا احراراً فی دنیاكم» یعنی ای پیروان ابی سفیان! اگر دین و مذهب ندارید ـ چنان كه ندارید ـ و از روز محشر نمیهراسید پس لااقل بیایید آزاد و آزاده باشید من كه هنوز زندهام، نخواهم گذاشت شما به حرم اهلبیت و خیمههای زنان حمله كنید.
• امام حسین(ع) و حقوق بشر
یكی از مسائلی كه در ادیان آسمانی به ویژه در اسلام وجود داشته و مورد بحث و گفتگوی پیروان مذاهب بوده و میتوان گفت از اصیلترین قوانین الهی است مسئلهحقوق بشر است، انسانها هر عقیده و مسلكی كه دارند و در هر زمانی و مكانی كه هستند و یا خواهند بود باید به حقوق فردی و اجتماعی فرهنگی و اقتصادی خود برسند.
اساس نهضت و قیام رهبران الهی دو چیز بود:
1ـ رعایت نمودن حقوق انسانها
2ـ حریّت وآزادی
كه راستی میتوان گفت: اگر حقوق انسانها روی موازین قانون الهی داده نشود و یا حریّت و آزادی از بشر سلب گردد جوامع بشری و انسانها دیگر همچون حیوانات ودرندگان زندگی كرده و خواهند نمود.
مولای متقیّان حضرت علی(ع) میفرمود: اگر تمام جهان هستی را به من بدهند و بخواهند كه پوست جویی را از دهان مورچهای بیرون آورم هرگز چنین كاری را نخواهم كرد، این كلام مقدس حضرت علی(ع) اشاره به هر دو مطلب است هم اشاره به حقوق و هم اشاره به آزادی.
• روش نشر تفكر عاشورایی در جوامع امروز
چند سؤال:
سؤال اوّل: اگر امام حسین(ع) قیام نمیكرد و آن انقلاب را به وجود نمیآورد آیا اسلامی كه بیش از چهارده قرن است كه هنوز باقی است و در حال حاضر بیش از یك و نیم میلیارد مسلمان در كره زمین زندگی میكنند با روی كار آمدن خاندان اموی وفرزندان هند جگر خوار كه تمامشان اسلام برانداز بودند و هدف اساسیشان نابود کردن اسلام بود باقی میماند؟!
سؤال دوّم: انقلابهایی كه بعد از عاشورای حسینی(ع) در جهان اسلام و همچنین در غیر جهان اسلام به وقوع پیوست آیا مرهون قیام مقدّس حسین(ع) نبوده است؟! و از عاشورای كربلا سرچشمه و الگو نگرفته است؟!
سؤال سوّم: انقلاب مقدّس ایران به رهبری امام خمینی و پیروزی آن و شكسته شدن پشت طاغوت آیا از كربلای امام حسین و از بركت انقلاب مقدّس سالار شهیدان به وجود نیامده است؟! این حقیر در اسلام بعد از حضرت امام حسین(ع) كه برندهی جایزه ممتاز و شجاعترین انسانهای عالم بود، امام خمینی را نیز اشجع ناس و یك انسان كامل دانسته و او را در این قرن بیستم ایضاً برنده جایزه ممتاز دانسته و میدانم.
• نقش حسینیّهها در انسجام معنوی و اجتماعی شیعه
هر چیزی كه منسوب به حضرت امام حسین(ع) است و از نام مقدّسش اشتقاق میشود همه از یك قداست و ظرافت خاصّی برخوردار است حسینیّهها چون حاكی از قیامخونین سالار شهیدان است و یادآور آن همه فداكاریها و جانبازیها است لذا در جوامع بشری و انسجام مسلمانان به ویژه در میان شیعه تأثیر خاصی نموده و خواهد نمود اینحسینیهها است كه انسانهای مقتدر و شجاع و استكبار برانداز به جامعه شیعه و بلكهسایر فرقههای اسلامی حتی غیر مسلمان تحویل داده است و این حسینیّهها است كه انسانهایی دلاور و با ایمان و اخلاص بعد از پیروزی انقلاب مقدس ایران پرورش داده كه با تمام زورگویان جهان مقابله و مبارزه نموده است. قیام مقدس حضرت(ع) كیان اسلام را حفظ میكند.
--------------------------------------------------------------------------------
منابع:
- 1 ـ الكامل فی التاریخ، ابن اثیر.
- 2 ـ مروج الذهب، مسعودی .
- 3 ـ البیان الدّول، سید حسن خطیب
- 4-التأثر الدّول، محمد عبدالباقی.
- 5ـ السیاسهی الحسینیهی، مسیو رپن.
- 6ـ صلح الحسن، راضی آل یاسین.
- 7ـ حیات الحسن، باقر الشریف.
- 8 ـ نهضت الحسین ، هبهی الدین شهرستانی.
- 9 ـ اعیان الشیعه، سید محسن امین.
- 10ـ دین و تمدن، الحوالن.
۱۳۸۹ آذر ۱۴, یکشنبه
محرم -روز شمار قيام كربلا و حضرت رقیه (س)
روز شمار قيام كربلا در اين قسمت،حوادثى را كه در ارتباط با نهضت عاشورا در شام،مدينه،كوفه،مكه،كربلا و...به ترتيب زمانى اتفاق افتاده است،مىآوريم:
15 رجب 60 هجرى:مرگ معاويه در شام و نشستن يزيد به جاى پدر.
28 رجب 60:رسيدن نامه يزيد به والى مدينه مبنى بر بيعت گرفتن از حسين«ع»وديگران.
29 رجب 60:فرستادن وليد،كسى را سراغ سيد الشهدا و دعوت به آمدن براىبيعت،ديدار امام حسين«ع»از قبر پيامبر و خدا حافظى،سپس هجرت از مدينه،همراه بااهل بيت و جمعى از بنى هاشم.
3 شعبان 60:فرستادن وليد،كسى را سراغ سيد الشهدا و دعوت به آمدن براى بيعت،ديدار امام حسين«ع»از قبر پيامبر و خداحافظى،سپس هجرت از مدينه،همراه با اهل بيتو جمعى از بنى هاشم.
ورود امام حسين«ع»به مكه و ملاقاتهاى وى با مردم.
10 رمضان 60:رسيدن نامهاى از كوفيان به دست امام،توسط دو نفر از شيعيان كوفه.
15 رمضان 60:رسيدن هزاران نامه دعوت به دست امام،سپس فرستادن مسلم بنعقيل به كوفه براى بررسى اوضاع.
5 شوال 60:ورود مسلم بن عقيل به كوفه،استقبال مردم از وى و شروع آنان به بيعت.
11 ذى قعده 60:نامه نوشتن مسلم بن عقيل از كوفه به امام حسين و فراخوانى بهآمدن به كوفه.
8 ذى حجه 60:خروج مسلم بن عقيل در كوفه با چهار هزار نفر،سپس پراكندگىآنان از دور مسلم و تنها ماندن او و مخفى شدن در خانه طوعه.تبديل كردن امام حسين«ع»
حج را به عمره در مكه،ايراد خطبه براى مردم و خروج از مكه همراه با 82 نفر از افرادخانواده و ياران به طرف كوفه.دستگيرى هانى،سپس شهادت او.
9 ذى حجه 60:درگيرى مسلم با كوفيان،سپس دستگيرى او و شهادتش بر بامدار الاماره كوفه،ديدار امام حسين با فرزدق در بيرون مكه.
ذى حجه 60:بر خورد امام حسين«ع»با حر و سپاه او در منزل«شراف».
ذى حجه 60:دريافت مجدد خبر شهادت مسلم بن عقيل و قيس بن مسهر در منزل«عذيب الهجانات».
2 محرم 61:ورود امام حسين«ع»به سرزمين كربلا و فرود آمدن در آنجا.
3 محرم 61:ورود عمر سعد به كربلا،همراه چهار هزار نفر از سپاه كوفه و آغازگفتگوى وى با امام براى وادار كردن آن حضرت به بيعت و تسليم شدن.
5 محرم 61:ورود شبث بن ربعى با چهار هزار نفر به سرزمين كربلا.
7 محرم 61:رسيدن دستور از كوفه بر ممانعتسپاه امام از آب،ماموريت پانصدسوار دشمن بر شريعه فرات به فرماندهى عمرو بن حجاج.
9 محرم 61:ورود شمر با چهار هزار نفر به كربلا،همراه با نامه ابن زياد به عمر سعد،مبنى بر جنگيدن با حسين«ع»و كشتن او،و آوردن امان نامه براى حضرت عباس«ع»و حملهمقدماتى سپاه عمر سعد به اردوگاه امام و مهلتخواهى امام براى نماز و نيايش در شب عاشورا.
10 محرم 61:درگيرى ياران امام با سپاه كوفه،شهادت امام و اصحاب،غارتخيمهها،فرستادن سر مطهر امام به كوفه،توسط خولى.
11 محرم 61:حركتسپاه عمر سعد و نيز اسراى اهل بيت از كربلا به كوفه،پس ازآنكه عمر سعد بر كشتههاى سپاه خود نماز خواند و آنان را دفن كرد و اهل بيت را برشترها سوار كرده به كوفه برد.
1 صفر 61:ورود اسراى اهل بيت«ع»از كربلا به دمشق.
20 صفر:بازگشت اهل بيت«ع»از سفر شام به مدينه
خردسالى اين دختر و عواطفى كه نام و يادش و كيفيت جان باختنش و مدفن اوبر مىانگيزد شگفت است و شيعيان به او علاقه خاصى دارند.محل دفن او كنار يكبازارچه قديمى و با فاصله از مسجد اموى در دمشق قرار دارد و چندين بار تعمير شدهاست.آخرين تعمير و توسعه در سال 1364 شمسى از سوى ايران آغاز شد و پس از چندسال به پايان رسيد. (8) اينك حرمى بزرگ و باشكوه براى آن دختر خردسال بزرگوار وجوددارد كه زيارتگاه دوستداران اهل بيت است.
از بهر ياد بود از اين نهضت بزرگ در شهر شام،دختركى را گذاشتيم تا دودمان دشمن ظالم فنا شود آنجا رقيه را به حراست گماشتيم
http://abbasalamdarkarbala.blogfa.com/
۱۳۸۹ آذر ۲, سهشنبه
عید عدیر خم مبارکباد
حضرت آیة الله جوادی آملی برهان عقلی ولایت فقیه را این گونه باز گو می كند :حیات اجتماعی انسان و نیز كمال فردی و معنو ی او ، از سویی نیازمند قانون الهی در ابعاد فردی و اجتماعی است كه مصون و محفوظ از ضعف و نقص و خطا و نسیان باشد؛ و از سوی دیگر ، نیازمند حكومتی دینی و حاكمی عالم و عادل است برای تحقق و اجرای آن قانون كامل ...
این برهان كه دلیل عقلی است و مختص به زمین و زمان خاصی نیست ، هم شامل زمان انبیاء علیهم السلام می شود كه نتیجه اش ضرورت نبوت است ، و هم شامل زمان پس از نبوت رسول خاتم علیه السلام است كه ضرورت امامت را نتیجه می دهد، و هم ناظر به عصر غیبت امام معصوم است كه حاصلش ضرورت ولایت فقیه می باشد .
ولایت فقیه ، جوادی آملی ص 151-152
اشتراک در:
پستها (Atom)






